نگاهی گذرا به برخی عبارات کنایی در زبان محلی فارسیان
#گالیکش / #فارسیان / #عبارات کنایی
نگاهی گذرا به چند عبارت و جمله کوتاه در مورد ” آتیش ” و ” خراب _ خرابی ” و ” دل ” که برخی از آنها دارای مفهوم کنایی هستند :
آتیش پلینه Pelineh رفته
آتیش تقر taghgher رفت (خاکستر رفت )
آتیش مُرد رفت
آتیش بمرد
آتیش دگرفت Dogoroft
آتیش مشل بکشید
آتیش دود دود مکرد .
آتیش پست کن .
هور hor آتیش مسوزوند (مسوزاند)
آتیش مگه چو د …. کن ، ولی نچکول منه .
مال خرابی : مال خسارت زننده
آدم خراب : آدم بد و خبیث
سر به خرابی : دنبال خراب کاری و خسارت زدن
خرابی : پوخا poukha داخل حولی Haveli (حیاط) آشغالها و مواد داخل حیاط
خرابی : فضولات انسان و حیوانات
خیله خرابی کرده : خیلی خسارت زده
مثل : دشنه باروندگی بوده ، کوله مار ، زمین تاریک بیشه ر خیله خرابی کرده .
دلم سست sost کرد
دلم نادلم : دو دلم ، سر دوراهی هستم
دل واپس
دل منه بکند(خیله تند یا ترش بود)
دل منه بزد
به دلم دچسبید
سر دل منه گرفت
دل قشا ghasha رفتم
دل منه میوا (دلم میوا = دلم می خواهد ، آرزو دارم )
دلم کنده نمره
دلم برخت (بترسیدم)
دل ناگرونم (دل ناگران = دل نگران ، دلواپس )



اینجانب سید مسلم موسوی خسروی ، متولد روستای فارسیان از توابع شهرستان گالیکش ، به دلیل دلبستگی بسیاری که به زادگاه خویش داشته و دارم ، مدت های مدیدی در فکر طراحی وبلاکی در مورد روستای فارسیان بودم و به همین دلیل وبلاگ فعلی را طراحی کردم . لذا امیدوارم که مورد رضایت اهالی روستای فارسیان و دیگر دوستان قرار گیرد .