معانی گوناگون کش kash
#گالیکش #فارسیان #معانی گوناگون ” کش kash ” :
توبره کش tobre kash : کسی که توبره چوپانی یا گالشی را می کشد . گاهی به شخص توبره کش " دنبال بان " هم گفته می شود
یک کش yek kash : یک بار ، یک مرتبه
اجرکش ejer kash : تحمل کننده زجر و درد
منت کش mennat kash : منت کشنده
بز کش boz kash : حرکت دادن گله بز و گوسفند به دنبال خود . مرحوم دهخدا ” سپاه کش ” را در معنی حرکت دهنده سپاه گرفته است .
دورکش door kash : از فاصله دور دویدن جهت افزایش سرعت . افرادی که در مسابقات پرش و یا مسابقات خانواده دو و میدانی شرکت می کنند برای انکه مسافت بیشتری بپرند ، نسبت به خط پرش کورکش می کنند.
شالی کشیدن : آسیاب کردن و جدا کردن پوست شالی
جوجه کشیدن : جوجه از مرغونه morghone بدر رفتن .
چو Chou کشیدن : کشیدن چوب با اسب و..
کش kash : کش شلوار و کشکشی
خرطه کش : انجام دادن کاری در کمال بی حوصلگی . شخص کاری را با بی حوصلگی و اجبار انجام می دهد و یا چیزی را حمل می کند به طوری که به خاطر بی حوصلگی آن را از روی زمین می کشد و صدای خرط خرط از آن بیرون می آید .
گالی کش یا گالیکش galikash : اسم شهری در شرق استان گلستان
با توجه به اینکه گالیکش محل رویش گالی بوده و حتی از روستاهای دور مثل روستای قلمی مینودشت (نقل قول از مرحوم کربلایی تقی=کلبه تقی ) هم از این مکان گالی می برده اند؛ لذا به نظر می رسد ” گالیکش ” به معنی ” محل کشیدن گالی ” باشد .
نمونه دیگری که ما را به این معنی نزدیک می کند ، محلی بنام ” مازو کش ” در یکی از نقاط جنگلی گرگان است که احتمالا به معنی ” محل کشیدن مازو یا مازی” می باشد .
البته ” کش kash ” در معنی ” محل کشیدن ” در لغت نامه ی دهخدا نیست و ما برای این معنی هیچ سند معتبری نداریم . ولی با تواجه به قراین موجود این احتمال را مطرح می کنیم و دور از ذهن نیز نیست .
گالیکش : محل کشیدن گالی؟!

اینجانب سید مسلم موسوی خسروی ، متولد روستای فارسیان از توابع شهرستان گالیکش ، به دلیل دلبستگی بسیاری که به زادگاه خویش داشته و دارم ، مدت های مدیدی در فکر طراحی وبلاکی در مورد روستای فارسیان بودم و به همین دلیل وبلاگ فعلی را طراحی کردم . لذا امیدوارم که مورد رضایت اهالی روستای فارسیان و دیگر دوستان قرار گیرد .