همه چیز در مورد فارسیان

روستای فارسیان | خرداد ۱۴۰۴

گندم درو

اواخر فصل بهار ، زمان درو گندم ها هست. برداشت گندم از گندمزارها از بخش هفت گنبد کاووس شروع میشه و به مرور به سمت شرق که شهرهای مینودشت ، گالیکش و کلاله وجود دارن پیش میره . هر چه به اوخر بهار نزدیک می شویم گندمزارهای موجود در مناطق ییلاقی البرز شرقی رسیده و آماده برداشت می شوند .

دیروز فارسیان رفته بودم . کمباین ها مزارع گندم روستای یورت زینل را درو می کردند. در زمین های زراعی شیب دار به جهت محدودیت و مشکلاتی که برای کمباین ها به وجود می آید و خطر چپ شدن کمباین وجود دارد امکان استفاده از این دستگاه ها وجود ندارد. مردم در گذشته زمین های شیب دار را با دست درو می کردند اما امروزه دستگاه به نام چلدرق ساخته شده که امکان برداشت زمین های شیب دار را هم فراهم آورده است. چلدرق گندم ها را پس از درو دسته بندی کرده و در کناری روی زمین می اندازد. کشاورز با تراکتور این دسته ها را جمع کرده در محلی روی هم می چیند که در زبان محلی به آن کوپّا (Kouppa ) می گویند. سپس با خرمن کوب های ایمروزی اقدام به کوبیدن دسته های گندم می نمایند.

گندم های فارسیان این روز ها در حد دلمل ( Delmel ) هستند . در حالت دلمل ، دانه های گندم هنوز خیلی سفت نشده اند. چند روز دیگر که حد اکثر ممکن است دو هفته ی دیگر باشد دانه های گندم به خوبی سفت شده و تا آن زمان کمبایین ها زمین های پایین دست را درو می کنند.

امیدوارم امسال ، برای کشاورزان ایران زمین سال خوبی باشد.

آتش در کاجستان گالیکش

#گلستان / #گالیکش #روستای فارسیان # آتش در کاجستان گالیکش

فصل برداشت گندم فرا رسیده . برخی از کشاورزان برای آماده کردن زمین های برداشت شده ، جهت کشت جدید ، اقدام به آتش زدن کاه و کلش موجود در زمین می کنند. هر چند که همه ساله از سوی فرمانداری تذکرات لازم به روستاییان و کشاورزان شهری داده می شود اما برخی گوش شنوا ندارند. آتش زدن کاه و کلش زمین اطراف کاجستان گالیکش دیروز فاجعه آفرید و آتش به دل کاجستان زد. شعله های آتش چنان زبانه می کشید که از یک ساختمان چند طبقه هم بالاتر میرفت.

برخی رانندگان هم در این ایام مراعات نکرده و با رها کردن ته سیگارروشن خود رد جاده ها گاهی باعث بروز آتش سوزی و خسارات جبران ناپذیر به کشاورزان می گردند .

یادی از گذشته

#گلستان #گالیکش #روستای فارسیان #یادی از گذشته با استا سلیمان

دیروز لته درازروه (Derazroe) بودم . استا سلیمان داشت طالم درو می کرد. داشتم با ماشین می گذشتم . کنارش ایستادم. گفتم : استااااا خدا قوت ، خسته نباشی !!!! مگه گاو و گوسفند طالم هم می خوره ؟؟؟؟ گفت: آقااااااا وقتی گرسنه باشن خاک هم می خورن!!! طالم که جای خود داره.

استا سلیمان از مردان کهنسال فارسیان هست . وقتی جوان بود با پدرم روی زمین های کشاورزی کار می کردن. استا سلیمان دیروز چند خاطره از پدرم تعریف کرد. یکی از اون ها رو که برام جالب بود و می شد توی سایت نوشت اینجا می نویسم. گفت : زمین .... با آقا ( منظورش پدرم بود ) داشتیم زمین وا مکردیم ، توسکاهایی رو مکند که کار آدم نبود. بر اثر کار زیاد ، دستهاش ترک های گنده ای خورده بود . موم رو میذاشت روی ترک ها ، آتیش گیر رو داغ می کرد و میذاشت روی موم ها تا آب بشن . موم داغ می رفت لای ترک های دستش !!!! آخ نمی گفت!!!!

پدرم خدا رخمتش کنه ، خیلی زخمتکش بود . وقتی یادم میاد گریه ام می گیره . پدرم خیلی قوی بود. بارها از مردم فارسیان و گالیکش تعریفش رو شنیده به ام . یکی می گفت با آقا خدابیامرز وقتی میرفتیم سر کار ، هر جا که کار سخت تر بود می سپردیم به آقا !!!!

یوسف قهرمان بربر که خدا رخمتش کنه یادم هست می گفت : شامازه زمین وا می کردیم . وقتی آقا بته می کند با هر ضربه اش یه بته پرت می شد اون طرف. آقا هم زمین وا مکرد ، ما هم زمین وا مکردیم!!!! کار ما بچه بازی بود . بعد نیش خندی به کار کردن خودشون می زد.

زمین وا کردن از قدیم تا شروع انقلاب اسلامی در فارسیان و روستاهای اطراف جریان داشت. مردم چند نفری بوته زارها و حتی درختان جنگل ها رو می بریدن و با گاو زمین رو شخم می زدن و محصولات کشاورزی می کاشتن. به همین خاطر زمین های کشاورزی فارسیان اکثرا مشاعی هستن .

پدرم خدابیامرز می گفت زمین های تخت رو انتخاب نمی کردیم . هر جا زمین سراشیبی بود به جهت راحت تر کنده شدن بوته ها و درختان و همچنین شخم راحت با گاو برای آباد کردن انتخاب می کردیم. به همین خاطر هر چی زمین از اون خدابیامرز به ارث رسیده چندین شریک داره و توی سراشیبی هست.

اون موقع که من روستا زندگی می کردم و بچه بودم ، جز یک تراکتور توی روستا نبود . کمباین نبود. کی فکرش رو می کرد یه روز تراکتور و سم پاش و کمباین جای آدم رو بگیرن .

درمان زگیل از خرافات تا واقعیت

گلستان / گالیکش / روستای فارسیان / درمان زگیل از خرافات تا واقعیت

همون طور که می دونید، زگیل دانه هایی گوشتی هست که روی بدن انسان بخصوص ناحیه دست ها و انگشتان ظاهر می شود. مردم فارسیان به زگیل "گندمک" ( gandomak ) می گویند. مردم فارسیان معتقد بودند وقتی کسی روی گربه یا سگ آب بریزه ، بدنش زگیل یا همون گندمک می زنه . به همین خاطر خیلی مراعات می کردیم تا روی گربه و یا سگ آب نریزیم.

با همه ی احتیاط های لازم نفهمیدم چطور شد دست های من زگیل زد. طوری که از وجود اونها بسیار ناراحت می شدم و هر وقت به دست هایم نگاه می کردم اعصابم خراب می شد و دنبال چاره ای برای درمان زگیل ها بودم. گاهی با چاقو و یا تیغ نوک زگیل ها را می بریدم و زوی اون نمک میریختم تا شاید نمک آن ها را خشک کنه ، اما فایده ای نداشت . گاهی با نخ دور گندمک ها می پیچیدم طوری که خون به گندمک ها نرسه و خشک شوند اما این ترفند هم کارساز نمی افتاد.

نمی دونم چند ماه زگیل ها روی دست های من بود . شنیده بودم بین مردم فارسیان و روستاهای اطراف خرافاتی رواج داره مبنی بر اینکه برای خوب شدن زگیل ها باید یک شاخه از درخت انجیر را بتابانی طوری که این چرخش باعث خشک شدن اون شاخه بشه.بعد به درخت بگویی همونطور که شاخه تو خشک میشه ، گندمک های من هم خشک بشه. هر چند که به این خرافات اعتقاد نداشتم یه روز یه درخت انجیر دیدم با خودم گفتم هرچند که پیچاندن شاخه انجیر خرافات هست اما بذار این یک کار رو هم انجام دهم . ضرر که نمی کنم . خدا رو چه دیدی ، شاید گندمک هام خوب شد. شاخه انجیری رو پیچاندم. به درخت گفتم : ای انجیر تا روزی که شاخه تو خشک بشه گندمک های من هم همینطور خشک بشن .

باور کنید نفهمیدم چطور شد و چند روز طول کشید اما یه روز متوجه شدم هیچ گندمکی روی دستهام نیست. حالا علت علمی اینکه چطور گندمک های من خوب شدن رو نمی دونم ؟؟؟

با خاله زا در مورد این موضوع داشتم صحبت می کردم. خاله زا گفت: آره یادم هست یه روز گفتن یه آقای از روستای لیرو اومده هر کس گندمک داشته باشه ، باید دستهاش رو نگاه کنه بعد میره شاخه انجیر رو می چرخونه و گندمک هاش خوب میشن . خاله زا ادامه داد، خودم گندمک داشتم . این کار رو انجام دادم و گندمک هام خوب شد.

خواننده ی گرامی که شاید به این پست من بخندی و اون رو به ریشخند بگیری اما اگر گندمک داری شک نکن . به قول من ضرر که نمی کنی ، یه شاخه نازک انجیر رو بچرخون و ان شاالله گندمک های دستت خوب بشن.

الان یکی از مشتری های مغازه ام که آريالای سلمان عرب از بچه های لیرو بود اینجا حضور داشت . گفتم مردم فارسیان اینطور اعتقادی داشتن . خندید و گفت : مردم روستای ما هم همین اعتقاد رو داشتن . حتی خود من گندمک داشتم و شاخه انجیر رو چرخوندم و گندمک هام خوب شدن. البته این موضوع رو تاکید کرد که مردم قدیم اعتقاداتشون قوی بود . مردم این روزگار به هیچ چیزی اعتقاد ندارن .

گیلاس فارسیان

#گلستان #گالیکش #فارسان #گیلاس فارسیان

خرداد ماه رسیدن کیلاس در ییلاق هست. اهالی فارسیان هم هرکسی توی حیاط خونه اش یکی دو درخت گیلاس داره . گیلاس توی حیاط منازل باز خوبی هم میده . اما بهتر از گیلاس ها ، آلبالو هست که توی فارسیان به بار می شینه . توی فارسیان بیشتر میوه ها در حد مصرف خانگی هست . البته چهار یا پنج باغ میوه هم در اطراف فارسیان هست ولی محصولی که باغ میوه میده کمتر از محصول باغ های مشابه در اطراف گالیکش هست . نمیدونم داستان از چه قرار هست ؟؟؟ درخت گیلاسی که توی روستا وقتی به بار می شینه بقدری پر بار هست که فقط میشه گفت ماشاالله اما همون درخت توی باغ بیرون روستا که فاصله ای شاید یک کیلومتری هم ندارند ، اصلا به بار نمی شینه .

البته نا گفته نمونه که درختان گیلاس درون باغ بیرون روستا از نظر گل دهی در فصل بهار نسبت به درختان درون روستا اصلا کم نمی آورند اما وقتی گل می خواد تبدیل به میوه شود ، این عمل صورت نمی گیره و میوه ای تشکیل نمیشه. شاید علت اصلی اون عدم نگهداری صحیح گیاه در زمان گل دهی باشه . نوعی سوسک هست که روی گل های گیلاس و گلابی درون باغ می شینه و از تبدیل اونها به میوه جلوگیری می کنه .

توی مناطق اطراف فارسیان بهترین نوع گیلاس را روستا سایر به خودش اختصاص داده. گیلاس های تک دانه ای که توی این روستا به ثمر میرسه بسیار درشت ، تمیز و خوشمزه هستند. معمولا محصولات روستای سایر نظر