#گالیکش / #فارسیان / #عبارات کنایی

نگاهی گذرا به چند عبارت و جمله کوتاه در مورد ” آتیش ” و ” خراب _ خرابی ” و ” دل ” که برخی از آنها دارای مفهوم کنایی هستند :

آتیش پلینه Pelineh رفته

آتیش تقر taghgher رفت (خاکستر رفت )

آتیش مُرد رفت

آتیش بمرد

آتیش دگرفت Dogoroft

آتیش مشل بکشید

آتیش دود دود مکرد .

آتیش پست کن .

هور hor آتیش مسوزوند (مسوزاند)

آتیش مگه چو د …. کن ، ولی نچکول منه .

مال خرابی : مال خسارت زننده

آدم خراب : آدم بد و خبیث

سر به خرابی : دنبال خراب کاری و خسارت زدن

خرابی : پوخا poukha داخل حولی Haveli (حیاط) آشغالها و مواد داخل حیاط

خرابی : فضولات انسان و حیوانات

خیله خرابی کرده : خیلی خسارت زده

مثل : دشنه باروندگی بوده ، کوله مار ، زمین تاریک بیشه ر خیله خرابی کرده .

دلم سست sost کرد

دلم نادلم : دو دلم ، سر دوراهی هستم

دل واپس

دل منه بکند(خیله تند یا ترش بود)

دل منه بزد

به دلم دچسبید

سر دل منه گرفت

دل قشا ghasha رفتم

دل منه میوا (دلم میوا = دلم می خواهد ، آرزو دارم )

دلم کنده نمره

دلم برخت (بترسیدم)

دل ناگرونم (دل ناگران = دل نگران ، دلواپس )