همه چیز در مورد فارسیان

روستای فارسیان | آبان ۱۴۰۴

دلخوشی بچگی ها

#گلستان #گالیکش #روستای فارسیان #دلخوشی بچگی ها

امروز روستای همراه خاله زا رفت هبودیم فارسیان . دیگه موقع کندن بوته های گوجه فرا رسیده بود . و باید زمین رو خلوت می کریدم برای آماده سازی کشت سال بعد. توی کوچه های روستا که قدیم می زدیم ، بچه های در حد 10 الی 12 سال روستا رو می دیدیم که با موتور سیکلت از این طرف به اون طرف می رفتند. یاد بچگی های خودمون افتادم. به خاله زا گفتم: یادش بخیر . زمانی که هم سن و سال این بچه ها بودیم ، تموم دلخوشی ما داشتن یه تایر دوچرخه بود که اون رو قل بدیم و با چوب به این تایر بزنیم و جلو بریم . موتورو دوچرخه اون زمان چی میخواست . توی روستای ما کسی موتور یا دوچرخه نداشت . اگر یه بچه خیلی خوش شانس بود تایر دوچرخه اش می شد تایر موتور سیکلت. بچه های روستا دور هم جمع می شدیم ّ ردیف می ایستادیم و از داخل فارسیان تا دره بالا با چوب با تایر ها میزدیم و جلو می رفتیم . چه ذوق و شوقی داشتیم . او نزمان انگار تمام دنیا رو به داده بودن .

بچه های امروزی دوچرخه بازی قانعشون نمی کنه وسیله بازیشون موتورسیکلت هست . گاز دادن و تک چرخ زدن.

بچهای دیروز وبچه های امروز