یکی از میوه های بسیار خوش مزه موجود این روز های فارسیان انبروت می باشد . میوه انبروت از خانواده گلابی بوده و مزه و شکلی کاملا شبیه گلابی دارد اما از نظر جثه کوچکتر از گلابی است . درخت انبروت از درخت گلابی بزرکتر می باشد . در فارسیان دو نوع انبروت وجود دارد . یکی انبروت بومی فارسیان که در زمان رسیدن، رنگ آن طلایی می شود و دیگری انبروتی معروف به انبروت خراسانی که رنگ آن در زمان رسیدن سبز تیره می شود .
از نظر طعم و مزه ، انبروت محلی و بومی فارسیان بسیار بر انبروت خراسانی برتری دارد اما انبروت خراسانی قدری بزرگتر از انبروت بومی می باشد .
تنها عیب انبروت زمان کم ماندگاری این میوه می باشد که در حدود یک هفته از زمان آغاز برداشت تا پایان برداشت آن بیشتر فرصت نیست و اگر در این مدت کوتاه انبروت برداشت و مصرف نشود ، خراب می شوند . نگهداری انبروت حتی در یخچال هم در طولانی شدن زمان ماندگاری ان تاثیری ندارد و خیلی سریع خراب می شود .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۰ ساعت 19:37 توسط سید مسلم موسوی خسروی
|
یکی از مناطق بسیار بکر و دیدنی روستای فارسان ، تالاب شقلی آباد است . این تالاب در ارتفاعات شمالی روستای فارسیان و در دل جنگل های سر به فلک کشیده منطقه توریستی پاکندس قرار دارد . جمعه این هفته هر چند که هوا به صورت پراکنده بارانی بود ، تصمیم گرفتیم با دوستان کوهنورد از روستای فارسیان تا تالاب شقلی آباد را پیاده طی نماییم و در واقع یک گل گشت در دل طبیعت جنگل های شمال.
همراه دوستان با دو دستگاه خودرو به روستای فارسیان رفتیم . در بین راه باران های پراکنده می بارید و نوید یک روز سخت را می داد . اعضای گروه نه نفر بودیم . به جهت آنکه امسال خشکسالی بیداد می کند و چشمه های منطقه اکثرا خشک شده اند با خود مقدار آب بیشتری برداشتیم و لذا بارمان حسابی سنگین بود .
از روستا که بیرون زدیم باران نمی بارید اما ارتفاعاتی که قرار بود به انجا برویم پوشیده از ابر بودند . از جاده روستای فاریسان به روستای سیجان مسیر خود را تا بام علی یار ادامه دادیم . در این نقطه از جاده بیرون زده و مسیر جنگلی را در پیش گرفتیم تا به مراتع پاکندس رسیدیم . گله های گاو و گوسفند در قسمت های مختلف مرتع پراکنده بودند و چوپانی که هر از گاهی مسیر چرای گله ها را تغییر می داد. در گوشه ای از مرتع چند آغل برای استراحت شبانه گوسفندان برپا بود . هوا بسیار تلطیف و دلنشین بود . هر از گاهی بادی می وزید و مه منطقه را فرا می گرفت و سپس دوباره هوا باز شده و ما از فرصت استفاده کرده و عکس یادگاری می گرفتیم . صبحانه را در ضلع شمالی مراتع در حالی صرف کردیم که آسمانی آفتابی شده بود . پس از صرف صبحانه مجدد به کوه زدیم . مسیر حرکت ، مسیری مالرو بود که به جهت تردد زیاد کاملا پاکوب شده بود و مشخص اما بارش باران و حرکت گاوهای منطقه از این مسیر که از روی جای پا کاملا مشخص بود زمین را گل آلود کرده بود و لذا چسبیدن گل به کفش ها از یک طرف و سنگینی بار از طرف دیگر انرژی زیادی را از ما می گرفت . به هر حال پس از طی نیم ساعت سر بالایی به جاده خاکی که برای انتقال چوب های جنگل توسط سازمان جنگل ها و مراتع کشیده شده بود رسیدیم . حدود 20 دقیقه ای جاده کفی را طی کرده تا به مسیر انحرافی گول قره کله رسیدیم . فاصله تقریبی قرارگیری گول قره کله از جاده خاکی گفته شده حدود 500 متر می باشد اما به جهت قرار گیری در پشت درختان و تپه ها از دید خارج است . چند عکس یادگاری در کنار گول قره کله که از بهترین مناطق توریستی فارسیان است و بعد ادامه مسیر به سمت تالاب شقلی آباد .
از قسمت شمالی گول قره کله راه پاکوبی وجود دارد که اگر ان را ادامه دهید بعد از ده دقیقه به همان جاده خاکی قبلی می رسید . از این نقطه تا تالاب شقلی آباد بسته به سرعت حرکت حدود 30 تا 40 دقیقه راه پیمایی وجود دارد . این دومین باری بود که گروه به شقلی آباد می آمد . در مرحله قبل همراه یک لیدر آمده بودیم و چون ایشان از بیراهه ها ما را برده بود ، موقعیت تالاب را به خوبی نمی دانستیم . به گمان من فاصله تالاب تا گول قره کله حدود بیست دقیقه ای بیشتر نبود اما هر چه می رفتیم به آنچه در ذهنمان از نشانه های موقعیت تالاب می گذشت بر نمی خوردیم . چهل دقیقه ای مسیر را طی کردیم . گروه دیگر خسته شده بود و کلافه به راهی مالرو بر خوردیم که بر روی شاخه ای در ابتدای آن پارچه ای مشکی آویزان شده بود . برخی از دوستان آن را نشانه ای از مسیر تالاب می دانشتند و برخی از جمله من این حرف را قبول نداشتیم . یکی از دوستان پنجاه متری از راه پاکوب رفت و از آنجایی که ما اسرار بر این داشتیم که ممکن است باعث گم شدن گروه در مسیرهای انحرافی شود برگشت پیش جمع. در مرتبه قبلی ، در ابتدای ورودی تالاب درختی وجود داشت که بر روی آن شماره ای زده شده بود و من آن را در ذهنم به یاد داشتم . گروه دو دل شده بود اما بالاخره تصمیم جمع بر آن شده که چند دقیقه ای دیگر راه را ادامه دهیم . بیست دقیه ای به راه خود ادامه دادیم . اما فایده ای نداشت و نشانه ای از وجود تالاب نیافتیم . خسته و ناامید تصمیم به بر گشت گرفتیم . به همان محل وجود پارچه بر روی دختر که بر گشتیم برخی از دوستان اسرار نمودند از راه پاکوب پیش برویم و اگر به تالاب بر خورد نکرد بعد از چند دقیقه به راه اصلی بر گردیم. هنوز پنج دقیقه ای مسیر پاکوب را طی نکرده بودیم که نشانه هایی از تالاب را ملاحظه نمدیم . گروه انرژی تازه ای گرفته بود و همه خوشحال بودیم . محل رسیدن ما از ضلع غربی تالاب بود . تالاب در این قسمت پوشیده از نیزار بود و درختان بیدی که تا نصف تنه در آب فر رفته بودند . این صحنه مرا یاد درختان آب شور جنوب انداخت که درون اب زندگی می کنند . تالاب را دور زده و به ضلع شرقی آن رفتیم . در این منطقه ، حجم نیزارها کم بوده و لذا میتوانستیم سطح تالاب را به خوبی ملاحظه نماییم . سطح تالاب پوشیده شده بود از خزه هایی به رنگ سبز . سبزی این خزه ها بقدری تماشایی بود که چشم را خیره می کرد . تا انجایی که میشد بزرگی تالاب را تخمین زد ، می توان گفت به اندازه نصف یک زمین فوتبال بیشتر نبود که البته نصفی از آن را نی زار و درختان بید پوشانده بودند . چند قورباغه در اطراف تالاب ملاحظه شد . پشه به وفور وجود داشت و برخی دوستان که لباس کوتاه داشتند از نیش این پشه ها در امان نماندند . پس از برداشت چند عکس یادگاری به جاده اصلی برگشتیم . یک ساعت و نیم که مسیر برگشت را طی نمودیم برای ناها اطراق کردیم . ساعت از دو هم گذشته بود . همینکه آتش روشن نمودیم باران رگباری شدیدی شروع شد اما خوشبختانه محل اطراق ما در زیر درختی کهن سال بود و از خطر خیس شدن کاملا در امان بودیم .
جایتان سبز ، ناهار را در فضایی دلنشین ، در حالی که صدای بارش باران روح را نوازش میداد و مه اطراف را فرا گرفته بود صرف نمودیم . ناهار که تمام شد باران نیز قطع شده بود . وسایل را برداشته و حرکت نمودیم . بارها سبک بود و مسیر با سراشیبی ملایم همراه بود لذا سرعت حرکت ما نیاز بیشتر شده بود . در بین راه دو نفر از دوستان پایشان پیچ خورد و ادامه مسیر با گروه برایشان سخت بود ، یکی از دلایل صدمه دیدن دوستان سنگینی پیاده روی امروز و خستگی مفرط دوستان می توانست باشد. لذا با یک دستگاه پراید عبوری آنها را به روستا فرستادیم و بقیه افراد گروه تا روستا پیاده آمدند .
برای دیدن تصاویر روی عکس زیر کلیک کنید.
برای دیدن تصاویر پیاده روی روی عکس کلیک کنید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۰ ساعت 13:27 توسط سید مسلم موسوی خسروی
|
یکی از مناطق بسیار مهم جهت آماده سازی بدن برای هر کوهنوردی در منطقه گالیکش ، مسیر گول نیلکوه از جبهه روستای تراجیق می باشد . مسیری جنگلی که پیاده روی در حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعت در شیبی بسیار تند دامنه کوه نیلکوه را شامل می شود .
جمعه این هفته برابر 18 تیر ماه 1400 با دوستان قرار صعود به قله نیلکوه را گذاشته بودیم . ساعت پنج و نیم از منزل حرکت کردیم و ساعت شش پای قله بودیم . گروه شش نفر بود . ابتدای مسیر حرکت را از بین مزارع کشاورزی گذشتم تا به شیب تند رسیدیم . هر چه ارتفاع در این مسیر بیشتر می شود چشم انداز فوق العاده پایین دست بیشتر به چشم می آید . چشم انداز روستای تراجیق ، کارخانه سیمان که به علت کمبود برق ، خدا رو شکر این روزها خوابیده و فعالیتی ندارد، سیلوی گندم و چشم انداز روستای های پایین دست خیره کننده و فوق العاده است . به علت پاکیزگی هوا شعاع دید بسیار بالا بوده و شهرستان کلاله به خوبی دیده می شود . هر چه از دامنه بالاتر بروید این چشم انداز ، زیباتر به نظر می آید . قبل از ورود به منطقه جنگلی استراحتی کوتاه کرده و پایین دست را نظاره می کنیم .
وارد منطقه جنگلی که شوید یک مسیر پاکوب وجود دارد که در برخی نقاط با رنگ زدن تنه درختان مسیر حرکت را مشخص می کند . این علائم روی تنه درختان بیشتر در فصل زمین که زمین پوشیده از برف بوده و مسیر مشخص نیست کاربرد دارد . انتفاق افتاده که دوستان، با وجود آنکه چندین مرتبه این مسیر را طی کرده بودند ، مجدد راه را گم کرده و به زحمت بسیار افتاده بودند . بخصوص در هنگام بازگشت احتمال گم کردن راه زیاد است .
برای حرکت در مسیرهای با شیب تند بهترین روشحرکت، حرکت به صورت زیکزاکی می باشد . حرکت زیکزاکی رو حیوانات، بخصوص اسب و گاو خیلی خوب در مسیر های با شیب تند انجام میدهند. پس از یک ساعت و نیم طی مسیر در منطقه جنگلی که با شیب بسیار تندی همراه است به گول نیلکوه ، محل قرار می رسیم . به دور از هیاهوی شهر ، مبهوت تماشای ماهی های قرمز درون گول می شویم . چند عکس یادگاری برداشته و در فضایی بسیار دلنشین در حالی که پرندگان در حال خواندن بودند در حاشیه گول نشسته ، آتشی روشن کردیم و چای قلّویی گذاشتیم . در گوشه ای گول ، چند پرنده مشغول آبتنی بودند و هر از گاهی بر روی تنه ی درخت کنار گول پریده اطراف را نگاه می کردند و مجدد خود را به آب می زدند .
چنانچه کسی تمایل داشته باشد قله را فتح نماید باید مسیر پاکوب جنوب گول را ادامه دهد . از گول تا نوک قله حدود نیم ساعتی راه است اما مسیر سخت نیست . یکی از دیدنی ترین نقاط در قله نیلکوه ، چشم انداز غربی گول است که به پرتگاهی بلند ختم می شود . در این نقطه کلیه زمینها ی اطراف ، تا دوردستاها و جایی که چشم کار می کند زیر نظر شما قرار دارند . پس از نیم ساعت استراحت و صرف صبحانه مسیر برگشت را در پیش گرفتیم . در مسیر برگشت دو موتور سوار با م.وتور های کراس را ملاحظه نمودیم که قصد صعود به قله را داشتند . متاسفانه یکی از موتورهای در مسیر گیر افتاده بود قادر به طی مسیر سربالایی نبود و آنها سخت به زحمت افتاده بودند . رانندگی در این شیبهای تند که بسیار مسیرزیکزاکی است نیاز به مهارت دارد و هر کسی نمی تواند آن را انجام دهد و توصیه می کنم اگر مهارت در رانندگی ندارید آن را امتحان نکنید .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۰ ساعت 17:33 توسط سید مسلم موسوی خسروی
|
چند روز قبل یه فیلم هندی نگاه می کردم ، در قسمتی از فیلم کلمه شپّات یا شپّاط را بکار برد که مرا به فکر انداخت . این کلمه که در زبان محلی فارسیان به معنی کشیده زدن می باشد ، دقیقا در زبان هندوستان هم معنی کشیده زدن را می دهد . مردم فارسیان وقتی بخواهند کسی را تهدید کنند می گویند: « یک شپّات مزنمت روت دگرده » معنی آن این است که یک کشیده به صورتت می زنم ، صورتت برگردد .
کلمات زیادی در بین مردم ایران و هندوستان مشابهت دارد ، اما زبان ایرانی در طول تاریخ تغییرات زیادی داشته و دارد . در زبان اصلی مردم فارسیان هنوز برخی کلمات کهن را که با اصالت هستند می توان شنید .
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۰ ساعت 19:33 توسط سید مسلم موسوی خسروی
|
تابستان سال گذشته ، بسیار مطبوع و دلپذیر بود . طوری که در طول تابستان ، سر جمع دو هفته دمای حدود 40 درجه بیشتر نداشتیم . اما امسال ( 1400 ) سالی بسیار گرم را تجربه می کنیم . طوری که در طول عمرم اینقدر گرما هوا پشت سر هم را به یاد ندارم . دمای بالای هوا از یک طرف و وزش باد ملایم از طرف دیگر ، باعث احساس گرمای بیشتری می شود . در طول زمستان سال گذشته ، میزان بارندگی برف نیز کم بود و لذا با گرم شدن هوا اکثر چشمه ها خشکیده اند . چشمه قرقا فارسیان هر چند که در طول تابستان کم اب می شد اما نخ ابی داشت . اما امسال کلا خشکیده و قطره ای از آن تراوش نمی کند . آب سایر چشمه ها نیز بسیار کم شده و اگز به همین منوال پیش برود تا پایان تابستان خشکسالی بزرگی را تجربه خواهیم کرد .
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۴۰۰ ساعت 18:58 توسط سید مسلم موسوی خسروی
|
اینجانب سید مسلم موسوی خسروی ، متولد روستای فارسیان از توابع شهرستان گالیکش ، به دلیل دلبستگی بسیاری که به زادگاه خویش داشته و دارم ، مدت های مدیدی در فکر طراحی وبلاکی در مورد روستای فارسیان بودم و به همین دلیل وبلاگ فعلی را طراحی کردم . لذا امیدوارم که مورد رضایت اهالی روستای فارسیان و دیگر دوستان قرار گیرد . روستای فارسیان ،در بیست و سه کیلومتری شهرستان گالیکش در شرق استان گلستان قرار دارد و بسیار زیبا و سرسبز بوده و قابلیت های زیادی برای جذب جمعیت و گردشگر دارد ، اگر .....
نام وبلاگ ، برگرفته از نام یکی از مناطق زیبا و خوش آب و هوای روستای فارسیان است.، بدین جهت نام وبلاک را "پیر باد" انتخاب نمودم .
Farsian is a village in Nilkuh Rural District in the Central District of Galikash County, Golestan Province, Iran. At the 2006 census, its population was 408, in 114 families. Wikipedia
Number for call : +989111796240
با تشکراز همه ی دوستانی که به این جانب لطف دارند و این حقیر را مورد مرحمت خود قرار می دهند خواهشمند است چنانچه مطالب وبلاک نیاز به اصلاح داشتند در قسمت نظرات مطالب خود را یادداشت نمایید ، در اولین فرصت مطالب اشتباه ، اصلاح خواهد شد . " با تشکر مدیر وبلاک " شماره جهت تماس با مدیر وبلاک 09111796240 ایمیل مدیریت وبلاک seyedmoslemmousavi@yahoo.com