همه چیز در مورد فارسیان

روستای فارسیان | تیر ۱۴۰۴

گرمای طاقت فرسا

گلستان / گالیکش / روستای فارسیان/ گرمای طاقت فرسا

چند روز هست که هوا به شدت گرم شده. طوری که انگار گرمای خرما پزون خوزستان هست . امروز دمای هوا به 45 درجه مبرسه. توی این چند روز چون من درگیر کار بودم ، نتونستم فارسیان برم . از وضعیت لته گوجه ها هیچ خبری ندارم. احتمال اینکه بوته گوجه ها بر اثر گرما بسوزه زیاد هست. در این حالت در مرحله اول برگ های گوجه ها خشک میشه و بعد از سه چهار روز ساقه گوجه نیز خشک میشه.

اگر گوجه ها تا فردا شب بتونن خودشون رو نگه دارن ، فردا عصر ما میریم روستا. عمل آب دادن گوجه ها باید در طول شب که هوا خنک هست انجام بشه وگرنه برگ گوجه ها که آب روی اونها میریزه می سوزن

پیرغلامان روستای فارسیان قسمت دوم

امشو میان مچد سیدعلی آقا میرزا ره بدیدم. سید علی از قوم و خویش های دور ما هست. سید علی از آدمای با سواد فارسیان هست که بعد از بازنشستگی یه خانه فارسیان درست کرده و اینجه زندگی مکنه.

در مورد پیرغلامان، مداحان و نوحه خوانهای گذشته فارسیان پرسیدم

اسم چن نفر از اهالی فارسیان رو گفته که بیشترشان فوت کردن . در زیر اسم این عزیزان رو برا شما منویسم .

مرحوم استا خانو

مرحوم عبدالرحمن

مرحوم کربلایی سلیمان

مرحوم حاجی سلیمان

مرحوم حسینعلی قاسم تلان

مرحوم ملا بابا

مرحوم ابراهیم خانسوارا

مرحوم عبدالله محمد عبدالله

علی عبدالله

اسماعیل حسن

الوچک او قندلی

زن ح.م. میان لته داشت گورجاش او مداد. من و خاله زا میان حولی دبودیم ، مخواست بریم چشمه کلکلی برا الوچک . گفت: اوقر باشه ؟ کجه مرین؟
گفتم: میخوا بریم چشمه کلکلی الوچک .
گفت: یه جا مگمتان برین حتما الوچک دره .
گفتم : کجه؟؟
گفت برین او قندلی کنار بنا ، یا بلا میان وارا . قدیم الوچک زیاد دبود. اونجا الوچکاش حتما قرمزن
با خاله زا رفتیم او قندلی . میان راش پر درخت غوره بود. از دور یه درخت بدیدم قرمز مزد . گفتم: اگر من بدنم باید الوچک باشه . پیش تر که برفتیم ، دیدم اره ، الوچک بوده. چه الوچکی ! یگ دست قرمز . سرخ سرخالو!!!
برا اینکه به درخت صدمه نزنیم من سرشاخاش با مرقاض درخت بری ، مبریدم ، مدادم خاله زا دونه مکرد. دو تا بدره الوچک قرمز جم کردیم. آوردیم مله.

خیار زاله

میان نژدگی دخو بودم . با صدای خاله زا از خو وخستم

با یه نفر بلند بلند گف مزد.

اااااه بو !!!! بچه همچی کردی ؟ گنا دره !!! خدا ره قرش میا !!!!
کله منه از دریچه بدر کردم.
گفتم : چی رفته خاله زا؟؟
گفت : همی یاسر ، برفته میون لته هر چی خیار زاله دبوده، همه ره بچینده !!!
چند تا خیار بهم نشان داد. همه زاله بودن . گفتم خاله زا برا چی همچی کار کردی ؟؟؟
گفت: مخوا خیار شور درزم. !!! خیار شور با این خیارای زاله قلبه خوب مره .
راست مگفت . یادم میا یه جا دعوت بودم. بلا سفره شان خیار شور بگاشته بودن خیاراش همه زاله بود . چقدر پر مزه بود . آدم متنست یک دوریشه ، یلا بخوره .

محرم در فارسیان

گلستان / گالیکش / روستای فارسیان / محرم در فارسیان

امسال 1404 شروع ماه محرم ، ماه عزای حسینی در فارسیان مصادف شده با ایام کاشت شالی ها در مزارع فارسیان . هر چند که مردم روستا صبح تا شب توی مزارع زحمت می کشند و حسابی خسته می شوند اما همینکه صدای بلندگو مسجد شنیده میشه ، مسجد پر از پیر و جوان و بچه می شه . همه جهت برگزاری مراسم عزای حسینی حاضر می شوند.

از اونجایی که روستای فارسیان 2 تا مسجد داره ، یکی در محله لیونی و دیگیری در محله شیخان ، از قدیم برگزاری مراسم سوگواری 10 شب محرم رو بین دو تا مسجد تقسیم می کنند . یک شب مراسم توی مسجد شیخان و یک شب توی مسجد لیونی برگزار میشه. توی این ده روز یک یا دو روز هم علم گردانی دارند. بزرگان روستا همراه چند تا جوان ، علم رو برداشته و مسجد حرکت می کنند و تمام روستا رو می چرخند و نذر و نذورات اهالی به مراسم حسینی رو جمع می کنند.

در اینجا برخود واجب مییدانم تا یادی کنم از خادمان مراسم امام حسین و از اشخاصی نظیر ملا امیر ، استا خانو ، دخترعلی ، آقا یحیی ، عبدل حاجیا و ..... کسانی که همه ی عمرشان خادم امام حسین (ع) بودند. البته بسیاری از خادمان رو من نمیشناسم . امسال که برای تاسوعا و عاشورا به روستا رفتم اسامی این عزیزان را تهیه کرده و ثبت خواهم کرد ....... ادامه دارد.

برداشت کلزا

گلستان / گالیکش / روستای فارسیان / برداشت کلزا

دیروز همراه خاله زا برای چیدن آلوچه جنگلی رفته بودیم توبستانی ( Tobestsni ) ، کمبایین ها مشغول درو کردن کلزاها بودن. از زمانی که کاشت کلزا در استان گلستان شروع شده ، همه ساله سطح زیر کشت این گیاه بیشتر میشه ، در عوض سطح زیر کشت گندم که یک محصول مهم و راهبردی هست کمتر میشه. شنیدم کلزا رو هیچ حیوانی نمیخوره . به همین خاطر خوک ها هم طرف اون نمیرن و در نتیجه برای کشاورزان شب پایی ( شوپایی Shopai ) هم نداره و این کار اون ها رو آسان تر می کنه

دو تا کمباین مشغول درو کلزاها بودن.از کنار مزارع کلزا گذشتیم. در منطقه تاشته اورنگ ، کنار یکی از زمین ها چند درخت آلوچه که هم درشت و هم قرمز شده بودند. به کمک خاله زا دو سطل آلوچه قرمز جمع کردیم و برگشتیم.

کاشت داشت و برداشت پیاز

زرگ تر است . لذا تصمیم گرفتیم سال بعد بذر پیاز ها رو نزدیک به سطح زمین بکاریم .

سال دوم پیاز ها رو با تجره هایی که از سال اول بدست آورده بودیم کاشتیم . حدود نود درصد از تجر

گلستان / گالیکش / روستای فارسیان / کاشت، داشت و برداشت پیاز

دو یا سه سالی هست که در روستای فارسیان ، توی لته مان اقدام به کاشت پیاز می کنیم . هر سسال که پیاز می کاریم تجربه ای کسب می کنیم اما هنوز خیلی مونده تا یه کشاورزی پیاز کار بشویم. . اشتباه سال اول ما که پیاز کاشتیم این بود که برای کاشتن بذرهای پیاز ها با بیل چاله ای می کندیم بعد بذر پیاز رو داخل چاله گذاشته و روی اون خاک می ریختیم. کسی به ما گفت هبود مهم نیست بذر پیاز رو به چه صورت داخل خاک می گذاریم. مهم این هست که زیر خاک باشه. چاله های ما تقریبا 15 تا 20 سانت عمق داشتن. پس از کاشت پیاز ها خیلی منتظر شدیم تا از زیر خاک بیرون بیایند. حتی برخی از بذرها بیرون نیامد. وقتی خاک رو برای علت فهمیدن دلیل رشد نکردن پیاز ها کنار می زدیم متوجه می شدیم که پیازها سبز کردن اما از آنجایی که ما بذر رو درست نکاشته بودیم ، ( دروافع بذرها برخی سرو ته و یا به پهلو کاشته شده بودند. ) جوانه توانایی خروج از خاک رو پیدا نکرده بود. این اولین تجربه ما بود . 2 تصمیم برای سال بعد گرفتیم . اول اینکه موقع کاشت بذر ما رو درست بکاریم و دو اینکه خیلی عمق چاله های ما زیاد نباشد.

نگهدار از پیاز ها خیلی سخت نبود. فقط در طول دوره رشد چند بار اطراف پیاز ها رو تیشه زدیم و علف های هرز رو از بین بردیم و با این کار خاک پیازها رو سست کردیم. نهال پیاز ها بزرگ که شد ، ساقه ای در وسط دازد که در انتهای این ساقه اقدام به گل می کند . روتاییان به ما گفتند باید ساقه پیاز ها رو بشکنید یا خم کنید تا این ساقه تشکیل نشه. اگر این ساقه تشکیل بشه ، در انتهایی این ساقه درست در وسط پیاز ، این ساقه خشک شده و چیزی شبیه چوب میشه که بیشتر زحمت رو از بین می بره. ما دیر متوجه این موضوع شدیم . لذا زمانی که ساقه تشکیل شده بود اقدام به خم کردن ساقه ها کردیم . پس از برداشت و استفاده از پیاز ها متوجه اشتباه خود شدیم .

دومین تجربه ما این شد که از تشکیل ساقه مرکزی پیاز ها جلوگیری کنیم . این کار با به موقع خک کردن ساقه و برگ های پیاز ها اتفاق می افته .

یا تجربه دیگه هم موقع برداشت پیاز ها کسب کردیم و اون اینکه متوجه شدیم هر پیازی که نزدیک به سطح زمین کاشته شده ، غده اش ب

بیات بکار رفته درست بود و لذا سال دوم تونستیم محصول خوبی برداشت کنیم. سال دو یه تجربه ی دیگه ای کسب کردیم و اون اینکه بذر پیاز هر چه درشت تر باشه ، در نهایت پیاز درشتی می تونیم برداشت کنیم . آخه قسمت هایی که بذر کوچک کاشته بودیم یا اصلا رشد نکر و یا پیازی که در نهایت به ما داد بسیار کوچک و در حد یه گردو بود.

سال دوم پس از شخم زمین ، سطح زمین رو شیار شیار کردیم . پیاز ها رو روی تپه بین شیار ها کاشتیم . بیشتر پیاز ها رو طوری کاشتیم که چند میلیمتر از نوک پیاز از زمین بیرون بود . این کار باعث شد تا پیاز جوانه بزنه از خاک بیرون بیاد و زیر خاک معطل نشه .

پست های از دست رفته

مدتی هست که اینترنت بخاطر حمله ی اسرائیل به کشور عزیزمان ایران به کلی قطع بود . توی این مدت نتونستیم پنجره مدیریت سایت رو باز کرده و پستی قرار دهیم اما از دیروز که جنگ خاتمه یافت و آمریکا و اسرائیل به خاک ذلت افتادند و از ایران خواهش کردند که صلح برقرار شود ، اینترنت ها هم به کار افتاده اند .

کمبایین ها به فارسیان رسیدند و زمین های گندم رو درو کردند . این روزها کمبایین ها در روستای کیارام اطراق کرده اند و مشغول درو کردن زمین های اونجا هستند .

آلوچه های جنگلی رش ( Rash ) شده اند و برای یک هفته ی دیگه قرمز می شوند. آیک ماهی مشغول برداشت آلوچه های جنگل هستیم . پس از برداشت اقدام به درست کردن ترشی آلوچه می کنیم و ......

منو خاله زا سیر و پیازها رو توی این مدت برداشت کردیم . پیاز ها رو برای خشک شدن از محلی آویزان کردیم . امسال سیر های ما خوب نشد هبود ......