شقلی آباد 1400/04/25
فارسیان گالیکش / شقلی آباد
یکی از مناطق بسیار بکر و دیدنی روستای فارسان ، تالاب شقلی آباد است . این تالاب در ارتفاعات شمالی روستای فارسیان و در دل جنگل های سر به فلک کشیده منطقه توریستی پاکندس قرار دارد . جمعه این هفته هر چند که هوا به صورت پراکنده بارانی بود ، تصمیم گرفتیم با دوستان کوهنورد از روستای فارسیان تا تالاب شقلی آباد را پیاده طی نماییم و در واقع یک گل گشت در دل طبیعت جنگل های شمال.
همراه دوستان با دو دستگاه خودرو به روستای فارسیان رفتیم . در بین راه باران های پراکنده می بارید و نوید یک روز سخت را می داد . اعضای گروه نه نفر بودیم . به جهت آنکه امسال خشکسالی بیداد می کند و چشمه های منطقه اکثرا خشک شده اند با خود مقدار آب بیشتری برداشتیم و لذا بارمان حسابی سنگین بود .
از روستا که بیرون زدیم باران نمی بارید اما ارتفاعاتی که قرار بود به انجا برویم پوشیده از ابر بودند . از جاده روستای فاریسان به روستای سیجان مسیر خود را تا بام علی یار ادامه دادیم . در این نقطه از جاده بیرون زده و مسیر جنگلی را در پیش گرفتیم تا به مراتع پاکندس رسیدیم . گله های گاو و گوسفند در قسمت های مختلف مرتع پراکنده بودند و چوپانی که هر از گاهی مسیر چرای گله ها را تغییر می داد. در گوشه ای از مرتع چند آغل برای استراحت شبانه گوسفندان برپا بود . هوا بسیار تلطیف و دلنشین بود . هر از گاهی بادی می وزید و مه منطقه را فرا می گرفت و سپس دوباره هوا باز شده و ما از فرصت استفاده کرده و عکس یادگاری می گرفتیم . صبحانه را در ضلع شمالی مراتع در حالی صرف کردیم که آسمانی آفتابی شده بود . پس از صرف صبحانه مجدد به کوه زدیم . مسیر حرکت ، مسیری مالرو بود که به جهت تردد زیاد کاملا پاکوب شده بود و مشخص اما بارش باران و حرکت گاوهای منطقه از این مسیر که از روی جای پا کاملا مشخص بود زمین را گل آلود کرده بود و لذا چسبیدن گل به کفش ها از یک طرف و سنگینی بار از طرف دیگر انرژی زیادی را از ما می گرفت . به هر حال پس از طی نیم ساعت سر بالایی به جاده خاکی که برای انتقال چوب های جنگل توسط سازمان جنگل ها و مراتع کشیده شده بود رسیدیم . حدود 20 دقیقه ای جاده کفی را طی کرده تا به مسیر انحرافی گول قره کله رسیدیم . فاصله تقریبی قرارگیری گول قره کله از جاده خاکی گفته شده حدود 500 متر می باشد اما به جهت قرار گیری در پشت درختان و تپه ها از دید خارج است . چند عکس یادگاری در کنار گول قره کله که از بهترین مناطق توریستی فارسیان است و بعد ادامه مسیر به سمت تالاب شقلی آباد .
از قسمت شمالی گول قره کله راه پاکوبی وجود دارد که اگر ان را ادامه دهید بعد از ده دقیقه به همان جاده خاکی قبلی می رسید . از این نقطه تا تالاب شقلی آباد بسته به سرعت حرکت حدود 30 تا 40 دقیقه راه پیمایی وجود دارد . این دومین باری بود که گروه به شقلی آباد می آمد . در مرحله قبل همراه یک لیدر آمده بودیم و چون ایشان از بیراهه ها ما را برده بود ، موقعیت تالاب را به خوبی نمی دانستیم . به گمان من فاصله تالاب تا گول قره کله حدود بیست دقیقه ای بیشتر نبود اما هر چه می رفتیم به آنچه در ذهنمان از نشانه های موقعیت تالاب می گذشت بر نمی خوردیم . چهل دقیقه ای مسیر را طی کردیم . گروه دیگر خسته شده بود و کلافه به راهی مالرو بر خوردیم که بر روی شاخه ای در ابتدای آن پارچه ای مشکی آویزان شده بود . برخی از دوستان آن را نشانه ای از مسیر تالاب می دانشتند و برخی از جمله من این حرف را قبول نداشتیم . یکی از دوستان پنجاه متری از راه پاکوب رفت و از آنجایی که ما اسرار بر این داشتیم که ممکن است باعث گم شدن گروه در مسیرهای انحرافی شود برگشت پیش جمع. در مرتبه قبلی ، در ابتدای ورودی تالاب درختی وجود داشت که بر روی آن شماره ای زده شده بود و من آن را در ذهنم به یاد داشتم . گروه دو دل شده بود اما بالاخره تصمیم جمع بر آن شده که چند دقیقه ای دیگر راه را ادامه دهیم . بیست دقیه ای به راه خود ادامه دادیم . اما فایده ای نداشت و نشانه ای از وجود تالاب نیافتیم . خسته و ناامید تصمیم به بر گشت گرفتیم . به همان محل وجود پارچه بر روی دختر که بر گشتیم برخی از دوستان اسرار نمودند از راه پاکوب پیش برویم و اگر به تالاب بر خورد نکرد بعد از چند دقیقه به راه اصلی بر گردیم. هنوز پنج دقیقه ای مسیر پاکوب را طی نکرده بودیم که نشانه هایی از تالاب را ملاحظه نمدیم . گروه انرژی تازه ای گرفته بود و همه خوشحال بودیم . محل رسیدن ما از ضلع غربی تالاب بود . تالاب در این قسمت پوشیده از نیزار بود و درختان بیدی که تا نصف تنه در آب فر رفته بودند . این صحنه مرا یاد درختان آب شور جنوب انداخت که درون اب زندگی می کنند . تالاب را دور زده و به ضلع شرقی آن رفتیم . در این منطقه ، حجم نیزارها کم بوده و لذا میتوانستیم سطح تالاب را به خوبی ملاحظه نماییم . سطح تالاب پوشیده شده بود از خزه هایی به رنگ سبز . سبزی این خزه ها بقدری تماشایی بود که چشم را خیره می کرد . تا انجایی که میشد بزرگی تالاب را تخمین زد ، می توان گفت به اندازه نصف یک زمین فوتبال بیشتر نبود که البته نصفی از آن را نی زار و درختان بید پوشانده بودند . چند قورباغه در اطراف تالاب ملاحظه شد . پشه به وفور وجود داشت و برخی دوستان که لباس کوتاه داشتند از نیش این پشه ها در امان نماندند . پس از برداشت چند عکس یادگاری به جاده اصلی برگشتیم . یک ساعت و نیم که مسیر برگشت را طی نمودیم برای ناها اطراق کردیم . ساعت از دو هم گذشته بود . همینکه آتش روشن نمودیم باران رگباری شدیدی شروع شد اما خوشبختانه محل اطراق ما در زیر درختی کهن سال بود و از خطر خیس شدن کاملا در امان بودیم .
جایتان سبز ، ناهار را در فضایی دلنشین ، در حالی که صدای بارش باران روح را نوازش میداد و مه اطراف را فرا گرفته بود صرف نمودیم . ناهار که تمام شد باران نیز قطع شده بود . وسایل را برداشته و حرکت نمودیم . بارها سبک بود و مسیر با سراشیبی ملایم همراه بود لذا سرعت حرکت ما نیاز بیشتر شده بود . در بین راه دو نفر از دوستان پایشان پیچ خورد و ادامه مسیر با گروه برایشان سخت بود ، یکی از دلایل صدمه دیدن دوستان سنگینی پیاده روی امروز و خستگی مفرط دوستان می توانست باشد. لذا با یک دستگاه پراید عبوری آنها را به روستا فرستادیم و بقیه افراد گروه تا روستا پیاده آمدند .
برای دیدن تصاویر روی عکس زیر کلیک کنید.


اینجانب سید مسلم موسوی خسروی ، متولد روستای فارسیان از توابع شهرستان گالیکش ، به دلیل دلبستگی بسیاری که به زادگاه خویش داشته و دارم ، مدت های مدیدی در فکر طراحی وبلاکی در مورد روستای فارسیان بودم و به همین دلیل وبلاگ فعلی را طراحی کردم . لذا امیدوارم که مورد رضایت اهالی روستای فارسیان و دیگر دوستان قرار گیرد .