#گلستان #گالیکش #روستای فارسیان #یادی از گذشته با استا سلیمان

دیروز لته درازروه (Derazroe) بودم . استا سلیمان داشت طالم درو می کرد. داشتم با ماشین می گذشتم . کنارش ایستادم. گفتم : استااااا خدا قوت ، خسته نباشی !!!! مگه گاو و گوسفند طالم هم می خوره ؟؟؟؟ گفت: آقااااااا وقتی گرسنه باشن خاک هم می خورن!!! طالم که جای خود داره.

استا سلیمان از مردان کهنسال فارسیان هست . وقتی جوان بود با پدرم روی زمین های کشاورزی کار می کردن. استا سلیمان دیروز چند خاطره از پدرم تعریف کرد. یکی از اون ها رو که برام جالب بود و می شد توی سایت نوشت اینجا می نویسم. گفت : زمین .... با آقا ( منظورش پدرم بود ) داشتیم زمین وا مکردیم ، توسکاهایی رو مکند که کار آدم نبود. بر اثر کار زیاد ، دستهاش ترک های گنده ای خورده بود . موم رو میذاشت روی ترک ها ، آتیش گیر رو داغ می کرد و میذاشت روی موم ها تا آب بشن . موم داغ می رفت لای ترک های دستش !!!! آخ نمی گفت!!!!

پدرم خدا رخمتش کنه ، خیلی زخمتکش بود . وقتی یادم میاد گریه ام می گیره . پدرم خیلی قوی بود. بارها از مردم فارسیان و گالیکش تعریفش رو شنیده به ام . یکی می گفت با آقا خدابیامرز وقتی میرفتیم سر کار ، هر جا که کار سخت تر بود می سپردیم به آقا !!!!

یوسف قهرمان بربر که خدا رخمتش کنه یادم هست می گفت : شامازه زمین وا می کردیم . وقتی آقا بته می کند با هر ضربه اش یه بته پرت می شد اون طرف. آقا هم زمین وا مکرد ، ما هم زمین وا مکردیم!!!! کار ما بچه بازی بود . بعد نیش خندی به کار کردن خودشون می زد.

زمین وا کردن از قدیم تا شروع انقلاب اسلامی در فارسیان و روستاهای اطراف جریان داشت. مردم چند نفری بوته زارها و حتی درختان جنگل ها رو می بریدن و با گاو زمین رو شخم می زدن و محصولات کشاورزی می کاشتن. به همین خاطر زمین های کشاورزی فارسیان اکثرا مشاعی هستن .

پدرم خدابیامرز می گفت زمین های تخت رو انتخاب نمی کردیم . هر جا زمین سراشیبی بود به جهت راحت تر کنده شدن بوته ها و درختان و همچنین شخم راحت با گاو برای آباد کردن انتخاب می کردیم. به همین خاطر هر چی زمین از اون خدابیامرز به ارث رسیده چندین شریک داره و توی سراشیبی هست.

اون موقع که من روستا زندگی می کردم و بچه بودم ، جز یک تراکتور توی روستا نبود . کمباین نبود. کی فکرش رو می کرد یه روز تراکتور و سم پاش و کمباین جای آدم رو بگیرن .