گلستان / گالیکش / روستای فارسیان

یادش بخیر !!! چه روزهای خوبی بود ایام عید قدیم !!!! وقتی به اون روزها ، فکر می کنم حسرت می خورم . ای کاش همینطور بچه می موندیم !!!!

تا سن دوازده ، سیزده سالگی ، چند نفر از دوستان و هم سن و سالهامون جمع می شدیم و می رفتیم عید دیدنی . هدف ما فقط گرفتن عیدی و خوردن شیرینی یا آجیل بود. عید که می شد توی ذهنمون لیستی از همه ی اقوام دور و نزدیک تهیه می کردیم. تک به تک خونه ی همه ی اقوام می رفتیم و عیدی می گرفتیم . اون موقع عیدی ها یک ریال بود . صاحب خونه زیاد که عیدی می داد ، دو ریالی می داد. اگه دوریالی می گرفتیم ، بعد از بیرون اومدن از خونه برخی از اقوام بجای یک ریالی تخم مرغ و یا آجیل بهمون می دادن . چقدر خوشحال می شدیم . بعد از تموم شدن عید دیدنی ها ، یه گوشه ای میرفتیم و تخم مرغ جنگی بازی می کردیم .