فارسیان / چدار اسب

فارسیان / چدار اسب

در گذشته ای نچندان دور با شروع فصل بهار و رویش علف های تازه ، زمان چدار کردن اسب ، قاطر و الاغ در منطقه فارسیان و روستاهای اطراف بود .

آنچه در لغت نامه دهخدا در مورد چدار آمده عبارت است از : چدار . [ چ ِ ] (اِ) چیزی باشد که از پشم و ریسمان بافند و دست و پای اسب و استر بدفعل و چموش را بدان بندند.

چدار کردن چهار پایان باربر از گذشته های دور در منطقه فارسیان وجود داشت . در فصل بهار که برخی مناطق مثل مزار شیخان یا لیونی علف های تازه در محیطی وسیع رویش می کردند . مردم ، حیوانات خود را به این نقاط برده و آنها را چدار می کردند تا هم با خیال راحت بچرند و هم از آن محل دور نشوند . در عوض خود به منزل برگشته و یا سر کار خود می رفتند .

روش چدار کردن : برای چدار کردن با طنابی دو دست جلوی اسب را با محکم می بندند . حیوان برای حرکت به سمت جلو باید به سورتی جفت دست پرش کند . این کار سخت بوده و انرژی زیادی را از حیوان می گیرد ، لذا حیوان سعی می کند کمتر حرکت کند ، لذا از محل نمی تواند دور گردد.